سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
مقدمه 19
تاريخ ايران ( فارسى )
روشن شدن ذهن خوانندگان چند قسمت آن را ذيلا مىنويسيم : « براى من واضح است تا وقتى كه طبقات عالى جامعهء ايران خود را اصلاح نكنند و مثل ديگر كشور آسيائى يعنى ژاپن از امتيازات خود دست نكشند ترقى حقيقى نصيب ايران نخواهد شد . مثل تركى است كه ميگويند « ماهى از سر ميگندد » بنابراين مادامى كه اشراف ايران از غارت هموطنان خود دست برندارند و نخواهند كه از ثمرهء آن روستا بر روى روستا به ثروت خود بيفزايند و مادامى كه دستههاى كثير نوكرهاى بيكارهء خود را از خدمت نرانند و خودشان با امانت و درستى براى اعتلاء ايران به كار نپردازند محققا روزگار تيرهترى در پيش دارند . . . در قرون وسطى اروپا نيز زير فشار خوانين دزد مثل ايران امروز شده بود و با وجود اين با متانت گرچه بكندى انجام گرفت و بجانب روشنائى و آزادى رهسپار شد ، دليلى نيست كه ايران نيز پيروى از اين راه نكند . اما وقت تنگ است » . « من مطالب را آنطور كه هستند نگاشتم و با اين عمل خود ممكن است افراد شاخص و ممتازى را كه در صحنهء ايران هستند آزرده باشم ، ولى سالها قبل ماتيو پاريس پير عاقل گفته است كه عمل نويسندگان تاريخ بسيار دشوار است . چه اگر راست بنويسند باعث برانگيختن مردم ميشوند و اگر آنچه كه نقل ميكنند دروغ باشد خدا را بخشم مىآورند . من هرچند كه اوضاع كنونى مبهم باشد از اميدوارى دستبردار نيستم و از ايران استدعا ميكنم كه حقيقت آنچه نگاشتهام از جانب يك دوست قديمى و صادق به پذيرد و در اين دوران جديدى كه اكنون طالع است وظيفهء خود را چنان كه شايستهء گذشتهء درخشانش باشد انجام دهد . » ما باز تذكر ميدهيم كه آنچه در كتاب مورد انتقاد است اعمال طبقهء حاكمه قاجاريه است كه حساب آن را بايد از حساب ملت جدا كرد و اينك يكى از آن موارد را ما براى نمونه ذيلا ذكر ميكنيم : در فصل 81 تحت عنوان وضعيت ايران قبل از انقلاب ( مشروطيت ) اصول حكمرانى دربار و ساير مسائل اجتماعى عصر قاجاريه را مؤلف تحت مطالعه آورده و در هريك مبسوطا صحبت داشته مدلل ميدارد كه بواسطهء فقدان هرنوع تشكيلات و ضعف و فساد قوهء حاكمه هرجومرج در همه جا غالب بوده است ، در يكجا ميگويد « سلسلهء